adventure-1995
The Best Information
|
|
|
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388به قلم احمد
|
برج ایفل، نماد فرانسه برج ایفل علاوه بر این كه از جاذبههای گردشگری شهر پاریس محسوب میشود، یكی از بزرگترین شاهكارها در تاریخ ساختمانسازی است. در یك نمایشگاه جهانی كه در سال 1889 و به مناسبت یكصدمین سالگرد انقلاب فرانسه بر پا شده بود، مسابقهای نیز برای انتخاب یك بنای یادبود مناسب برای پاریس برگزار شد و از میان 100 طرح ارائه شده، بنایی كه توسط گوستاو ایفل ارائه شده بود انتخاب و به نام طراح آن نامگذاری شد. ساخت این برج زیبا در سال 1887 میلادی شروع شد و سرانجام پس از 2 سال، در ماه مارس 1889 به پایان رسید. این برج تا سال 1930 به عنوان بلندترین برج دنیا شناخته میشد. اگرچه تا به امروز سازهای بلندتر از ایفل در شهر پاریس ساخته نشده است،اما ایفل امروزه چهارمین سازه بلند فرانسه است. ![]() ایفل
برجی است فلزی كه در میدان شان دوماس شهر پاریس و در كنار رود سن واقع
شده است. در حالی كه در یك سمت این برج رودخانه سن قرار گرفته است، در
سمت دیگر آن نیز بنایی گنبدیشكل و زرین دیده میشود كه مقبره ناپلئون
آنجا قرار دارد. در ابتدای ساخت ایفل 1710 پله در این سازه وجود داشته تا
این كه پس از بازسازی برج در سال 1980 میلادی، این پلهها به 1920 پله
افزایش یافت. در شرایط كنونی، پس از آخرین بازسازی انجام شده، تعداد
پلههای منتهی به انتهای سازه به 1665 پله كاهش یافته است كه از طبقه دوم
تا انتها، مسیر پلهها به روی بازدیدكنندگان بسته است و بنابراین
بازدیدكنندگان تنها میتوانند تا طبقه اول این سازه بالا بروند. جالب است
بدانید كه هر 7 سال یكبار و با استفاده از 50 تن رنگ، این سازه رنگآمیزی
میشود و رنگهای انتخابی برای آن با توجه به شرایط و موقعیتهای مختلف
متفاوت خواهد بود. آنچه ایفل را از سازههای مرتفعی كه امروز یكی پس از
دیگری سر به فلك میكشند، متمایز میكند این است كه این برج كاملا روباز
است و بجز 2 طبقه اول سازه، در طبقات میانی بنایی در این برج ساخته نشده
است. تغییرات دما سبب میشود قسمت انتهایی برج كه در مجاورت خورشید قرار
گرفته است، به دلیل انبساط و انقباض فلزات به كار رفته در ساخت این سازه
تا 8 سانتیمتر تغییر مكان داشته باشد. تا به امروز بیش از 200 میلیون نفر
از ایفل دیدن كردهاند و به همین علت این برج به عنوان یكی از
پربازیدكنندهترین بناها در سطح دنیا شناخته شده است. شاید برایتان جالب
باشد بدانید كه نام 72 نفر از دانشمندان و مهندسان فرانسوی كه در ساخت و
راهاندازی این بنای مرتفع همكاری داشتهاند، روی این سازه فلزی حك شده
بود كه متاسفانه در اوایل قرن بیستم با رنگ پوشانده شد. اما با توجه به
اهمیت تاریخی این موضوع در سال 1986 میلادی، شركتی كه مسوولیت اداره و
نگهداری این برج را عهدهدار شد، این حكاكی را بازسازی كرد.
منبع: جام جم نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم آذر 1388به قلم احمد
|
LED بهتر است يا LCD ؟ LED مخفف واژه Diode Light Emitted و به معناي ديود ساطع کننده نوراست. ديودهاي ساطعکننده نور در واقع جزو خانواده ديودها هستند که ديودها نيز زير گروه نيمه هاديها به شمار ميآيند.خاصيتي که LED ها را از ساير نيمههاديها متمايز ميکند اين است که با گذر جريان از آنها مقداري انرژي به صورت نور از آنها ساطع ميشود. LED ها تا اواخر دهه گذشته فقط ميتوانستند سه نور آبي، سبز و قرمز توليد کنند که اين موضوع باعث کاربرد محدود آنها بود، اما اين اواخر LEDهايي با رنگ آبي وارد بازار شدهاند که ميتوانند نور سفيد با هالهاي از رنگ آبي توليد کنند. به همين دليل درآينده نزديک ميتوان شاهد استفاده از اين تکنولوژي در توليد تلويزيون و مانيتور بود. کاربردهاي LED ![]() طبق اعلام محمد جمشيدي، يک کارشناس حوزه سختافزار، بزرگترين مشکل لامپهاي LED رنگ آنها بود اما اکنون به آساني با تغيير در ساختار فيزيکي و مواد تشکيلدهنده LED، نور در رنگها و شدتهاي مختلف و با طول موج مشخص با رنگ کاملا خالص توليد ميشود. به عبارتي LEDها فاقد پرتوهاي مادون قرمز و فرابنفشي هستند که ساير صنايع روشنايي ايجاد ميکنند و LEDها به سلامت چشم و محيط آسيب نميرسانند به گفته اين کارشناس، LED هاي سفيد قابليت توليد همه رنگ را داشته و علاوه بر آن از انرژي بسيار کمي در مقايسه با ساير لامپها و LED هاي قديمي، براي توليد روشنايي استفاده ميکنند، به همين دليل روز به روز استفاده از آنها بيشتر شده است. به گفته اين کارشناس با توجه به مزاياي استفاده از لامپهاي LED پپشبيني ميشود تا کمتر از 5 سال آينده شاهد تحولات عمدهاي در عرصه محصولات روشنايي و حتي تصويري باشيم. لامپهايLED همچنين شماره ها را روي ساعتهاي ديجيتالي نشان ميدهند، اطلاعات را از کنترل تلويزيون ميفرستند و نور آنها نشان ميدهد که چه زماني تلويزيون روشن است. LED ها همچنين تصاوير را روي تلويزيونهاي پلاسما نشان ميدهد و با توجه به مصرف پايين و شدت نور بسيار عالي در رنگهاي مختلف در روشنايي و چراغهاي خودرو کاربرد وسيعي دارند. فانوسهاي LED نيز که در چراغهاي راهنمايي به منظور صرفهجويي در مصرف برق و کاهش خطاي ديد رانندگان قرار گرفته يکي ديگر از کابردهاي لامپ هاي LED است. البته لامپهاي LED امروزه در لپتاپها نيز به کار برده ميشوند و باعث روشنايي و وضوح بيشتر تصوير ميشوند شرکتهاي توليدکننده مانيتور نيز در اين زمينه اقداماتي کردهاند. ![]() نمايشگرهاي LED اگرچه کارشناسان معتقدند استفاده لامپهاي LED نسبت به لامپهاي فلورسنت و ... مزاياي بيشتري دارد اما به دلايلي هنوز در بخش توليد تلويزيون و مانيتور شرکتهاي توليدکننده، محصولات زيادي به بازار عرضه نکردهاند.بهکارگيري لامپهاي LED در توليد مانيتور و تلويزيون باعث ميشود وضوح تصوير حدود 100 برابر بالاتر از LCD هاي معمولي شود. اما هنوز استفاده از اين لامپها در مانيتور و تلويزيون چندان رايج نشده است و شرکت سوني در اين زمينه تنها يک مدل تلويزيون در سايز پايينتر از 27 اينچ وارد بازار کشور ژاپن کرده است. LED يک تکنولوژي جديد است که هنوز در زمينه مانيتور وارد بازار داخلي نشده است و دليل اين مساله را نيز مشخص نيست. لامپهاي LED نميتوانند نور سفيد خالص توليد کنند استفاده از اين تکنولوژي در توليد مانيتور با اختلال روبهرو شده است. عرضهکننده مانيتورهاي BENQ نيز از عدم استفاده از لامپهاي LED در توليد مانيتورهاي اين شرکت خبر داد و گفت: مانيتورهاي LED حتي در سطح جهاني نيز در بازار موجود نيستند. لامپهاي LED نسبت به لامپهاي فلورسنت و ... که در توليد مانيتور به کار ميروند بزرگتر هستند و کاربرد چنداني در توليد مانيتور ندارند.
به گفته وي، از اين لامپها در ساخت تابلوهاي تبليغاتي لامپي که در سطح شهر موجود است استفاده ميشود و مانيتوري که از لامپهاي LED در ساخت آنها استفاده شده باشد وجود ندارد. LED، يک تکنولوژي جديد است که از نظر کارايي تفاوت چنداني با تکنولوژي سابق مانيتورها ندارد و مزيت مهم آن برگشتپذيري به چرخه طبيعت است. اپل به منظور حمايت از محيطزيست، قصد دارد از موادي در توليد کالاهاي خود استفاده کند که به طبيعت برگشتپذير هستند. به همين منظور به جاي استفاده از پلاستيک در توليد محصولاتش از آلومينيوم و تيتانيوم استفاده ميکند و در توليد مانيتورهايش نيز قصد دارد از لامپهاي LED استفاده کند. نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم آذر 1388به قلم احمد
|
هواپیماهای نظامی بدون سرنشین هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت میپردازند.
به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر میکردند و آنها را به آسمان میفرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود. اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلیها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است. سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده افسانهای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خونآشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی میکنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاههای هوایی به چشم میخورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاهها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونههای اولیه خود را به نمایش گذاشتند. با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، میتوان جنگ خلیج فارس در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کنندهای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج فارس داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست. ![]() پهباد پایونیر در جنگ خلیج فارس نقشی تعیینکننده داشت. تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج فارس همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان میدهند، اما این پرندهها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام میدهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند. اروپاوزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ( ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance نامیده میشود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه میباشند. بعضی دیگر از این برنامهها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاهبرد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفتآی Swift-eye میشوند. در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل میکند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفتهاند. همچنین انتظار میرود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژهها تنها نمونهای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد میباشند. فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی میباشند. روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکاییها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژهها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست میباشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونهای دیگر از برنامههای این کشور میباشد. بعلاوه انتظار میرود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که میتواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با تواناییهای پریدیتور Predator و گلوبال هاوک میباشد. دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام میدهند. برای مثال شرکت سیمیکان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهرهمند شود. خاورمیانه پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانهای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار میکند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامهای در این زمینه را متوقف کرده است. یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گستردهای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است. ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گستردهای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. کشور ما که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد. ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است ایالات متحدهارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است. برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیمالجثه گلوبال هاوک آغاز میشود و به میکرو پهبادهای بالزن میرسد. در دولت بوش سرمایهگذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامههای تحقیقاتی گستردهای نیز درجریان است. یکی از این برنامهها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.
وظیفه جدید خلبانان نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترلکنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمبافکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب میشوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی میکردند زیرا تصور میکردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه میزند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور میگردد و خلبانان متوجه شدهاند که این تجربه به آنها کمک هم میکند. دیگر مأموریتها از پهبادها میتوان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشتزنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز میتوان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد میدانند. به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار میرود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ میباشد. ![]() همکاریهای مشترک با توجه به توسعه برنامههای جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بینالمللی انتظار میرود که کشورهای همپیمان در زمینه توسعه پهباد همکاریهای خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و تواناییهای این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه تواناییهای گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کردهاند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند. درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوریهای آینده نیز میشود که که بعضاً برای همپیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت میباشند. تمامی این سرمایهگذاریها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبههای مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.
هواپیماهای نظامی بدون سرنشین هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت میپردازند.
به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر میکردند و آنها را به آسمان میفرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود. اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلیها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است. سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده افسانهای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خونآشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی میکنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاههای هوایی به چشم میخورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاهها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونههای اولیه خود را به نمایش گذاشتند. با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، میتوان جنگ خلیج فارس در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کنندهای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج فارس داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست. ![]() پهباد پایونیر در جنگ خلیج فارس نقشی تعیینکننده داشت. تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج فارس همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان میدهند، اما این پرندهها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام میدهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند. اروپاوزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ( ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance نامیده میشود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه میباشند. بعضی دیگر از این برنامهها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاهبرد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفتآی Swift-eye میشوند. در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل میکند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفتهاند. همچنین انتظار میرود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژهها تنها نمونهای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد میباشند. فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی میباشند. روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکاییها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژهها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست میباشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونهای دیگر از برنامههای این کشور میباشد. بعلاوه انتظار میرود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که میتواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با تواناییهای پریدیتور Predator و گلوبال هاوک میباشد. دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام میدهند. برای مثال شرکت سیمیکان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهرهمند شود. خاورمیانه پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانهای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار میکند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامهای در این زمینه را متوقف کرده است. یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گستردهای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است. ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گستردهای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. کشور ما که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد. ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است ایالات متحدهارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است. برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیمالجثه گلوبال هاوک آغاز میشود و به میکرو پهبادهای بالزن میرسد. در دولت بوش سرمایهگذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامههای تحقیقاتی گستردهای نیز درجریان است. یکی از این برنامهها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.
وظیفه جدید خلبانان نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترلکنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمبافکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب میشوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی میکردند زیرا تصور میکردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه میزند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور میگردد و خلبانان متوجه شدهاند که این تجربه به آنها کمک هم میکند. دیگر مأموریتها از پهبادها میتوان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشتزنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز میتوان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد میدانند. به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار میرود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ میباشد. ![]() همکاریهای مشترک با توجه به توسعه برنامههای جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بینالمللی انتظار میرود که کشورهای همپیمان در زمینه توسعه پهباد همکاریهای خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و تواناییهای این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه تواناییهای گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کردهاند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند. درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوریهای آینده نیز میشود که که بعضاً برای همپیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت میباشند. تمامی این سرمایهگذاریها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبههای مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.
هواپیماهای نظامی بدون سرنشین هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت میپردازند.
به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر میکردند و آنها را به آسمان میفرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود. اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلیها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است. سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده افسانهای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خونآشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی میکنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاههای هوایی به چشم میخورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاهها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونههای اولیه خود را به نمایش گذاشتند. با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، میتوان جنگ خلیج فارس در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کنندهای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج فارس داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست. ![]() پهباد پایونیر در جنگ خلیج فارس نقشی تعیینکننده داشت. تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج فارس همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان میدهند، اما این پرندهها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام میدهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند. اروپاوزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ( ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance نامیده میشود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه میباشند. بعضی دیگر از این برنامهها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاهبرد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفتآی Swift-eye میشوند. در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل میکند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفتهاند. همچنین انتظار میرود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژهها تنها نمونهای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد میباشند. فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی میباشند. روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکاییها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژهها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست میباشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونهای دیگر از برنامههای این کشور میباشد. بعلاوه انتظار میرود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که میتواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با تواناییهای پریدیتور Predator و گلوبال هاوک میباشد. دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام میدهند. برای مثال شرکت سیمیکان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهرهمند شود. خاورمیانه پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانهای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار میکند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامهای در این زمینه را متوقف کرده است. یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گستردهای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است. ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گستردهای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. کشور ما که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد. ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است ایالات متحدهارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است. برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیمالجثه گلوبال هاوک آغاز میشود و به میکرو پهبادهای بالزن میرسد. در دولت بوش سرمایهگذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامههای تحقیقاتی گستردهای نیز درجریان است. یکی از این برنامهها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.
وظیفه جدید خلبانان نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترلکنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمبافکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب میشوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی میکردند زیرا تصور میکردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه میزند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور میگردد و خلبانان متوجه شدهاند که این تجربه به آنها کمک هم میکند. دیگر مأموریتها از پهبادها میتوان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشتزنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز میتوان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد میدانند. به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار میرود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ میباشد. ![]() همکاریهای مشترک با توجه به توسعه برنامههای جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بینالمللی انتظار میرود که کشورهای همپیمان در زمینه توسعه پهباد همکاریهای خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و تواناییهای این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه تواناییهای گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کردهاند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند. درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوریهای آینده نیز میشود که که بعضاً برای همپیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت میباشند. تمامی این سرمایهگذاریها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبههای مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.
هواپیماهای نظامی بدون سرنشین هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت میپردازند.
به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر میکردند و آنها را به آسمان میفرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود. اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلیها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است. سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده افسانهای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خونآشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی میکنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاههای هوایی به چشم میخورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاهها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونههای اولیه خود را به نمایش گذاشتند. با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، میتوان جنگ خلیج فارس در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کنندهای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج فارس داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست. ![]() پهباد پایونیر در جنگ خلیج فارس نقشی تعیینکننده داشت. تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج فارس همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان میدهند، اما این پرندهها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام میدهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند. اروپاوزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ( ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance نامیده میشود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه میباشند. بعضی دیگر از این برنامهها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاهبرد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفتآی Swift-eye میشوند. در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل میکند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفتهاند. همچنین انتظار میرود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژهها تنها نمونهای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد میباشند. فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی میباشند. روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکاییها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژهها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست میباشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونهای دیگر از برنامههای این کشور میباشد. بعلاوه انتظار میرود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که میتواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با تواناییهای پریدیتور Predator و گلوبال هاوک میباشد. دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام میدهند. برای مثال شرکت سیمیکان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهرهمند شود. خاورمیانه پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانهای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار میکند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامهای در این زمینه را متوقف کرده است. یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گستردهای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است. ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گستردهای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. کشور ما که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد. ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است ایالات متحدهارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است. برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیمالجثه گلوبال هاوک آغاز میشود و به میکرو پهبادهای بالزن میرسد. در دولت بوش سرمایهگذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامههای تحقیقاتی گستردهای نیز درجریان است. یکی از این برنامهها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.
وظیفه جدید خلبانان نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترلکنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمبافکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب میشوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی میکردند زیرا تصور میکردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه میزند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور میگردد و خلبانان متوجه شدهاند که این تجربه به آنها کمک هم میکند. دیگر مأموریتها از پهبادها میتوان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشتزنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز میتوان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد میدانند. به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار میرود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ میباشد. ![]() همکاریهای مشترک با توجه به توسعه برنامههای جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بینالمللی انتظار میرود که کشورهای همپیمان در زمینه توسعه پهباد همکاریهای خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و تواناییهای این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه تواناییهای گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کردهاند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند. درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوریهای آینده نیز میشود که که بعضاً برای همپیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت میباشند. تمامی این سرمایهگذاریها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبههای مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.
هواپیماهای نظامی بدون سرنشین هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت میپردازند.
به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر میکردند و آنها را به آسمان میفرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود. اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلیها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است. سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده افسانهای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خونآشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی میکنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاههای هوایی به چشم میخورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاهها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونههای اولیه خود را به نمایش گذاشتند. با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، میتوان جنگ خلیج فارس در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کنندهای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج فارس داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست. ![]() پهباد پایونیر در جنگ خلیج فارس نقشی تعیینکننده داشت. تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج فارس همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان میدهند، اما این پرندهها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام میدهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند. اروپاوزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ( ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance نامیده میشود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه میباشند. بعضی دیگر از این برنامهها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاهبرد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفتآی Swift-eye میشوند. در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل میکند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفتهاند. همچنین انتظار میرود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژهها تنها نمونهای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد میباشند. فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی میباشند. روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکاییها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژهها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست میباشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونهای دیگر از برنامههای این کشور میباشد. بعلاوه انتظار میرود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که میتواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با تواناییهای پریدیتور Predator و گلوبال هاوک میباشد. دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام میدهند. برای مثال شرکت سیمیکان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهرهمند شود. خاورمیانه پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانهای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار میکند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامهای در این زمینه را متوقف کرده است. یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گستردهای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است. ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گستردهای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. کشور ما که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد. ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است ایالات متحدهارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است. برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیمالجثه گلوبال هاوک آغاز میشود و به میکرو پهبادهای بالزن میرسد. در دولت بوش سرمایهگذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامههای تحقیقاتی گستردهای نیز درجریان است. یکی از این برنامهها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.
وظیفه جدید خلبانان نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترلکنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمبافکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب میشوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی میکردند زیرا تصور میکردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه میزند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور میگردد و خلبانان متوجه شدهاند که این تجربه به آنها کمک هم میکند. دیگر مأموریتها از پهبادها میتوان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشتزنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز میتوان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد میدانند. به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار میرود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ میباشد. ![]() همکاریهای مشترک با توجه به توسعه برنامههای جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بینالمللی انتظار میرود که کشورهای همپیمان در زمینه توسعه پهباد همکاریهای خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و تواناییهای این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه تواناییهای گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کردهاند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند. درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوریهای آینده نیز میشود که که بعضاً برای همپیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت میباشند. تمامی این سرمایهگذاریها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبههای مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.
هواپیماهای نظامی بدون سرنشین هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت میپردازند.
به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر میکردند و آنها را به آسمان میفرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود. اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلیها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است. سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده افسانهای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خونآشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی میکنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاههای هوایی به چشم میخورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاهها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونههای اولیه خود را به نمایش گذاشتند. با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، میتوان جنگ خلیج فارس در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کنندهای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج فارس داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست. ![]() پهباد پایونیر در جنگ خلیج فارس نقشی تعیینکننده داشت. تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج فارس همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان میدهند، اما این پرندهها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام میدهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند. اروپاوزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ( ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance نامیده میشود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه میباشند. بعضی دیگر از این برنامهها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاهبرد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفتآی Swift-eye میشوند. در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل میکند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفتهاند. همچنین انتظار میرود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژهها تنها نمونهای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد میباشند. فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی میباشند. روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکاییها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژهها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست میباشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونهای دیگر از برنامههای این کشور میباشد. بعلاوه انتظار میرود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که میتواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با تواناییهای پریدیتور Predator و گلوبال هاوک میباشد. دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام میدهند. برای مثال شرکت سیمیکان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهرهمند شود. خاورمیانه پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانهای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار میکند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامهای در این زمینه را متوقف کرده است. یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گستردهای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است. ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گستردهای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. کشور ما که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد. ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است ایالات متحدهارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است. برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیمالجثه گلوبال هاوک آغاز میشود و به میکرو پهبادهای بالزن میرسد. در دولت بوش سرمایهگذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامههای تحقیقاتی گستردهای نیز درجریان است. یکی از این برنامهها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.
وظیفه جدید خلبانان نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترلکنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمبافکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب میشوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی میکردند زیرا تصور میکردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه میزند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور میگردد و خلبانان متوجه شدهاند که این تجربه به آنها کمک هم میکند. دیگر مأموریتها از پهبادها میتوان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشتزنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز میتوان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد میدانند. به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار میرود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ میباشد. ![]() همکاریهای مشترک با توجه به توسعه برنامههای جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بینالمللی انتظار میرود که کشورهای همپیمان در زمینه توسعه پهباد همکاریهای خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و تواناییهای این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه تواناییهای گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کردهاند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند. درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوریهای آینده نیز میشود که که بعضاً برای همپیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت میباشند. تمامی این سرمایهگذاریها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبههای مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388به قلم احمد
|
( ملیت: ایرانی قرن: 5 ) (منسوب به عیوق) شاعر دوره اول غزنوى (اوایل قرن. 5.ه.). وى معاصر سلطان محمود غزنوى (ه.م.) بود و داستان «ورقه و گلشاه» (ه.م.) را به نظم درآورد، و مثنوى دیگرى به بحر رمل مسدس و قصایدى نیز داشت. (س پنجم ق)، شاعر، معاصر با سلطان محمود غزنوى (421 -389 ق) بود و مثنوى عاشقانهى «ورقه و گلشاه» را به نام او در بحر متقارب به نظم درآورد. وى مثنوى دیگرى به بحر رمل مسدس و نیز قصایدى داشته است. برگرفته از کتاب: فرهنگ فارسی معین (جلد پنجم)
منابع زندگینامه: [1] تاریخ ادبیات در ایران (603 -601 / 1)، تاریخ نظم و نثر (726 ،44)، دایرهالمعارف فارسى (1796 / 2)، الذریعه (331 / 19 ،782 -781 / 9)، شاعران بىدیوان (422)، گنج سخن (158 -153 / 1).
معرفی منظومه ورقه و گلشاه
تاریخ ایجاد داستان ورقه و گلشاه به شکل منظومه دقیقا معلوم نیست اگر ابو حرزه جریر شاعر دوره اموی ان را به نظم دراورده باشد نخستین شاعر در این کار خواهد بود ودر زبان فارسی نخستین شاعری که آن را به نظم درآورده عیوقی در نیمه اول سده پنجم هجری در غزنه بوده است. استاد احمد آتش از دانشگاه استانبول در ان باور است که این اثر پیش از استیلای مغول در زمان غزنویان انشا ومنظوم گردیده است میدانیم که کنیه سلطان محمود (اابو القاسم ) والقاب او (یمین الدوله و امین المله ) بوده است و برای آن هم استاد احمد آتش اذعان داشته است که داستان را عیوقی در زمان سلطان محمود به نظم در آورده باشد و همه القاب و کنیه ها را در مدح او آورده است .
ویژگی های داستان ورقه وگلشاه عیوقی
داستان دلداگی عاشق ومعشوق در این داستان با زبانی ساده و بی پیرایه بیان شده است این منظومه وزین در بحر متقارب مثمن محذوف ( فعولن فعولن فعولن فعل ) که مخصوص منظومه های حماسی است سروده شده است ورقه وگلشاه مثنوی بلند عاشقانه وحماسی میباشد که در این منظومه چند بار غزل هایی در ضمن داستان به کار گرفته شده است . که این کار در ادبیات فارسی تازگی دارد این غزل ها معمولا بسیار لطیف ودل انگیز و از جمله غزل های قدیم فارسی است این کار عیوقی را نوعی تنوع جویی و ابتکار می توان دانست که به منظور انتقال مفهوم دیگر با قالب مناسب صورت گرفته است و گریز از یکنواختی ها ی حاکم بر قالب مثنوی را مطرح میکند که این هنر شاعر این اثر گرانمایه یعنی عیوقی را می رساند. نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388به قلم احمد
|
جمشيد
اسطوره ايران زمين
بنا بر اساطير ايران باستان نخستين پادشاه جهان
جمشيد يا جم است كه هزار سال سلطنت كرد ودر
زمان او ديوان در ذلت و
خواري و تهيدستي و ناتواني بودند ولي مردم از همه نعمتهاي مادي برخوردار مي شدند و از پيري و
ناتواني خبري نبود باران پيوسته مي باريد و همواره زمينها
حاصلخيز و محصول فراوان بود .
مهمتر از همه جمشيد براي مردم چيستا (حكمت) آورد كه سبب رستگاري و دانايي آنان شد . در زمان او مردم روي زمين آنقدرزياد شدند كه جا براي مردمان تنگ شد و او مجبور شد سه بار زمين را توسعه دهد تا جاي كافي براي زندگي بوجود آيد ( احتمالا منظور از زمين همان قلمرو حكومت بوده است) تا زماني كه خدا به جمشيد اطلاع داد كه سرما همه موجودات را از بين خواهد برد و او بايد حفره اي در زمين بوجود آورد و زيباترين مردان و زنان و بهترين خوراكيها و گياهان و حيوانات و همچنين آتش مقدس را با خود به درون حفره ببرد . و خدا به جمشيد وعده داد كه آنجا سرسبزتر و زيباتر و خوش آب و هواتر از روي زمين است و از حرص و طمع و كينه و كليه صفات اهريمني خاليست (بهشت ( در جاي ديگر از اساطيرمان از جمشيد با پاياني ديگر ياد شده است : بعد از اينكه جمشيد جهان را آباد كرد گرفتار كبر و غرور شد و خود را خدا ناميد در نتيجه به خشم خدا گرفتار شد و دشمن كشورش را تسخير كرد جمشيد اولين كسي است كه در اساطير از او با عنوان شاه (خشائيته) نام برده شده است جمشيد از آژي دهاك (ضحاك ماردوش) شكست خورد و آژي دهاك نزديك به هزار سال با زور و ظلم به مردم حكومت كرد تا اينكه كاوه (كاوه آهنگر) مردم را گرد هم آورد و برضد او شوريد و او را دستگير كرد و در غاري در كوه دماوند زنداني كرد و فريدون كه از خاندان با تقدس شاهي بود ر ا به سلطنت رساند . نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388به قلم احمد
|
سلام |
|